دانلود آهنگ جدید تس و نقش به نام سخن

Download New Music Tes Ft Naghsh Sokhan

دانلود آهنگ جدید تس و نقش به نام سخن

دانلود آهنگ تس و نقش سخن با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰

جدیدترین تک اهنگ های تس و نقش ۲۰۱۹ و ۹۸

پخش آنلاین آهنگ تس و نقش به نام سخن
00:00
00:00
کد پخش برای وبلاگ ها
لینک کوتاه مطلب
۱۷ خرداد ۱۳۹۸ 133 بدون نظر

متن آهنگ تس و نقش به نام سخن

[ورس یک]

زمانی که منو طرد میکردی از عدن

خاکیِ پنهانِ خلقِ انتهای تنگ تر از روحم

چقدر سنگینم از بی وزنی وجودت

وقتی نقش میزدی تو به این پیکر

کالبدم این تنینو طی کرد

من از گلِ تو رویدیم به دیدن

که خارای سیاهت نمیتونن ببینن

من از این تضمین چه بی ضمانتم

وقتی یگانگی اجباری برای رویش گل نیست

اما شاید میشد صدای آوازه

پرنده های وجودو از خلوت کوچه بپرسیم

کجایی خورشید که گناهِ پل ریختن از

صدات پای سکوت این سایه ها بود

بیا به هم بتابیم توو این قبیله های حجابت

که دلیلِ کشفِ ستاره ها بود

شاید همینم دلیلِ خلقِ نگاه بود

بگو اهریمنِ کدوم ستاره ان

پلک های بسته رو دو تا کهکشانِ مجاورت

شاید دل به معاشقه ی تو بسته پرنده

که نمیوزن بادهای مخالفش

شاید توو خودِ بادی خالقِ اتفاقی

که این جهان زاییده شده اتفاقی

اما انگار تو چشم انداز طبیعتِ این کالبدِ بی حجابی

نقاشِ این نگاری

یه روزی از تارای تنین شده ی دوره بدنم

بیرون میزنم به خیالِ خلقِ خودم

زخمای تنم دست به یکی میکنن

تا به علت نبودنِ این مرگ حمله کنن

یه روزی حتی از سوی جهانِ پرتو غیر

به معرفت روشنِ سخنت دل نمیدن

اون روز چهرتو غرق میکنم توو نقاشیام

وقتی چشمای ساکنم صدای برکه میدن

یه روزی شاید ابرا از پریدن رنگ

رو شاهرگِ شونه های طبیعتِ سر

به تنهایی خمیدنت بتابونه نور

که سایه ها تماشاچیِ رقصیدنتن

تو قدرِ اعتقاد من به حامی نگاهی

گاهی عجیب‌ الخلقِ های خوابیده به بالینِ درخت ها

میریزن از این پاییز تکراری بیا تصویرمونو پشتِ این آیینه بکاریم

[ورس دو]

چه از زبون آزادی ، چه توو روزنه ی پرده های پنهانی

چه توو زندونِ اربابای خیالی

درست همین جایی که ما باشیم

کلِ جهان مدحِ توئه

از ابرای مترحک تا آسمونای دورِ پُر از آتیش

همون دایره های تو خالی نقاشیت

جاری ، تو ردای باده قرمزِ کیهانی

تا غباره تووی سینه ی بیداری

کران به کران مدح امکانیه که

ما اونو به اسم خدا میشناسیم

ما حرکتِ پر از شوقت توو بومت

به ثانیه های تو همه رنگا رو باختیم

همه رنگا رو جز ، همون حرفای تکراری

چقدر همه پُریم از معمای تاریخ

چقدر دروغ از شد روزای پوشالی ساختیم

چه شبایی که با نبودنت نبوده راهی

با چند قطره وجود و افسانه های واهی

موندگار شدیم توو شهرِ آهن و شیشه

تو رو توو دود تکنولوژی کشیدیمت توو سینه

بهمون گفتن آدم میتونه همه جا ببینه

تو رو زیرِ بارِ قانونای سیستم نمیشه دیدت

زیره چارچوب زیره پرچم قارون

سخنِ عدالتو کشیدن رو سرِ هممون

گوره معرفتِ مهربون منجی کجاست

سرمون زیره زورِ سرانه با کلاه بی کلاه

کلِ جهان مدح توئه

مهم نیست چنذ تا استخونِ چند تا بچه

زیرِ چرخِ ارابه های سرمایه داری میترکن

وقتی ارباب عطسه کنه

مهم نیست وقتی توو خوابِ نازی

با اشاره ی ابروی ملکه هرکی رنگِ پوستش

به قدرِ قصه منه با تحریمِ حیاتش

از خاورِ بیگانه جفت پای نازکشو اَره کنه

وقتی زیرِ نظرتیم همه چی دستِ توئه

فقط دیگه چرا تکرار نمیشه لوت؟

عاد و ثموت ، اقوام نوح

همشون همینجان هنوز

و فرائنه ای که پشت کردن به ستاره های آسمون

چند هزار سال قبل تر

وقتی سنگ های عظیم به اراده ی تو به حرکت درومدن

ولی الان ثابتن و علمی که دوباره ریشه کرد
 
 

نظرات